۰۶ آذر ۱۳۸۷

بدون عنوان

نه در رفتن حرکت بود/نه در ماندن سکونی/شاخه‌ها را از ریشه جدائی نبود/و باد ِ سخن‌چین/با برگ‌ها رازی چنان نگفت/که بشاید/دوشیزه‌ی ِ عشق ِ من مادری بیگانه است/و ستاره‌ی ِ پُرشتاب/در گذرگاهی ماءیوس/بر مداری جاودانه می‌گردد./ احمد شاملو
ی.ح [ ۰۷ آذر ۱۳۸۷ ]

هنوز جنگل ابعاد بی شمار خود را نمی شناسد.امشب ساقه ی معنی را وزش دوست تكان خواهد داد...عبور باید كرد و هم نورد افق های دور باید شد...


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
159300